خداکنه یادت نره خیلی دوستم داشتی یه روز
یادت نره که عاشقی،که چشم براهته هنوز
خدا کنه یادت نره دوست دارم خیلی زیاد
یادت نره که عاشقی خاطرتو خیلی میخواد
بیا غریبگی نکن ،دنیا دو روز عزیزم،یه وقت میرم تنها میشی،دلت میسوزه عزیزم
گلدونی سرد و خسته ام ،تو خاک من ریشه بزن،به خار تنهایی و درد با رویشت تیشه بزن
خدا کنه یادت نره ناز نگاه خستمو
صدای نبض بی کسی جنس دل شکستمو
خدا کنه یادت نره پنجره های بسته رو ،چرا سکوت و انتظار عاشق دلشکسته رو

هر لحظه به یاد تو
در پیچ و تاب این زندگی ![]()
خواهم خواند ![]()
آواز عاشقانه را ![]()
خواهم (دید) ![]()
رویای صادقانه را ![]()
و خواهم گفت، در اوج بی صدایی
پیغام تکراری عشق را ![]()
که هر چند بی یارم ![]()
ولی ![]()
دوستت دارم ... ![]()
از دور سرابي مي بينم آزادي. مساوات.برابري.عدالت...
بسويش حرکت مي کنم
هر چه مي خواهم زودتر به او نزديک شوم
اين فا صله دور تر مي گردد..
از رمق مي افتم روي زمين نشسته
و محو شدن سراب آرزوهايم را تماشا ميکنم
براستي مي شود زماني که آرزوهايمان ديگر سراب نباشد؟..

پاييز هيچ حرف تازه اي براي گفتن ندارد
با اين همه وقتي از منبر باد بالا مي رود درخت ها چه زود به گريه مي افتند![]()





میخورد بر بام خانه...
و اما امروز
باز باران بی ترانه
با تمام بی کسی های شبانه
میخورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم...
باز ماتم من پشت شیشه ی تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست؟؟؟
نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر شلاق های باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست.
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم
و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند
و من گریان ونالانم و من تنهای تنهایم
درون کلبه ی خاموش خویش اما
کسی حال من غمگبن نمی پرسد
و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم
درون سینه پر جوش خویش اما
کسی حال من تنها نمی پرسد
و من چون تک درخت زرد پاییزم
که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او
و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند .
![]() |
|
دفتر عشـــق كه بسته شـد |
آیا آسمان سهم بزرگی از دنیاست

من از ریاضیات تنها همین را فهمیدم
من - تو = مرگ
برای هر کس ٬ ماه شکلی از رویاهاست.
برای گرسنه ٬ قرص نانی...
برای عاشق٬ چهره زیبایی...
برای دیگری٬ چراغی که تاریکی را روشن می کند...
اما ماه تنها سیاره ایست که شبها را پرسه می زند و رویاهای هر کس را در خویش دارد...
ماه فکر می کند که زیباست!!!!
يك نفر سر در گريبان مانده است عاشقي در خط پايان مانده است
پيكر سبز درخت نارون در غروبي زرد به جريان مانده است
باغبان از پشت پلك پنجره در نگاه باغ حيران مانده است
كاروان عشق را ديده در جا مانده گريان مانده است



