تبليغاتX
عشق با تو بودن
شنبه چهاردهم مهر 1386
عشق گمشده
 

YYYYYYYYYYYY  

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون

دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون

 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش

با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم

بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی

من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی

این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه

قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه

همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم

تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

من واسه تو خیلی کمم

   

قلب من

 

نوشته شده توسط رضا در 21:19 | | لینک به این مطلب
شنبه چهاردهم مهر 1386
به نام آنکه عشق را آفرید
  به نام آنکه عشق را آفرید   
 
تا تو هستي و غزل هست دلم تنها نيست
محرمي چون تو هنوزم به چنين دنيا نيست
از تو،تاما،سخن عشق همان است كه رفت
كه در اين وصف زبان دگري،گويا نيست
بعد تو قول و غزلهاست جهان را اما
غزل توست كه در قولي از آن،اما نيست
تو چه رازي كه به هر شيوه توراميجويم
تازه مي يابم و،بازت اثري پيدا نيست
شب كه آرام تر از پلك ،تورا ميبندم
در دلم طاقت ديدار تو، تا فردا نيست
اين كه پيوست به هر رود كه دريا باشد
از تو گر موج نگيرد،به خدا دريا نيست
من نه آنم كه بتوصيف خطا بنشينم
اين تو هستي كه سزاوار تو باز اينها نيست
 

        

نوشته شده توسط رضا در 21:18 | | لینک به این مطلب
شنبه چهاردهم مهر 1386
ای کسانی که مأمور دفن من هستيد
 

 

ای کسانی که مأمور دفن من هستيد

 

 

مرا در تابوت سياهی بگذاريدتا همه بدانند سياه بخت بوده ام

 

دستان مرا باز بگزاريد تا همگان بدانند دست خالی از دنيا رفتم

 

موهايم را آشفته بگزاريد تا همگان بدانند دست نوازش برسرم کشيده

 

نشده است

 

چشمان مرا باز بگزاريد تا همگان بدانند چشم انتظار از دنيارفته ام

 

بروی قلبم تکه يخی بگذاريد که با اولين طلوع خورشيد آب شود و به

 

جای مادرم برايم گريه کند

 

دهانم را باز بگزاريد بدين سان همگان بدانند بزرگتريت فريادم سکوت

 

بوده است

 

بر سنگ مزارم بنويسيد

 

که آشفته دلی بود در اين خلوت خاموش او زاده ی غم بود و ز غم های

 

جهان گشته فراموش

 

 

نوشته شده توسط رضا در 21:15 | | لینک به این مطلب
شنبه چهاردهم مهر 1386
زنگ تفریح

سلام به دوستان گلم امروز میخوام یه ریزه متفاوت به روز کنم حتما نظر بدین

البته ببخشید لطیفه ها بی مزه وتکراریه

لطیفه

يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش میاد می بینه تو قفسه. مي زند توي سرش و میگه: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»

               پدر: «پسرم! هر وقت منو عصباني مي كني، يكي از موهام سفيد مي شود.»
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهاش سفيده .»

يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت  هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!

پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

 به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟

به پشه میگن چرا زمستونا پیداتون نیست؟!؟؟؟!

میگه:نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه

نوشته شده توسط رضا در 21:12 | | لینک به این مطلب
شنبه چهاردهم مهر 1386
دوستت دارم خوشگلم...
 
نوشته شده توسط رضا در 14:16 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
زندگي سه چيزاست

زندگي سه چيزاست:اشكي كه خشك مي شود


 

 لبخندي كه محوه مي شود يادي كه مي ماند


 

وفراموش نميشود

نوشته شده توسط رضا در 18:26 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
آموختم که ....
 
 

                                                                                                      

من عشق را از انعکاس مهتاب در حوض مادر بزرگ آموختم            

 

 

من ایثار را از قلب خورشید در آسمان صحرا آموختم            

 

 

من زندگی را از امواج طوفانی شب دریا آموختم            

 

 

من محبت را از قطره های باران بر علفزار آموختم            

 

 

من صداقت را از یک رنگی ابر های سفید آموختم            

 

 

من وفا را از کبوتران بر شاخه های خشکیده آموختم            

 

 

من گذشت زمان را از چشم های منتظر آموختم            

 

 

من عطش را از چکاوک های خانه همسایه آموختم            

 

 

من ایمین را از کودکان معصوم آموختم            

 

 

و من آموختم هر چه را که می خواهم فقط از معبود یکتا بخواهم            

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط رضا در 18:25 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
دل تنهای شب .............

 

در تمام طول تاریکی

 

ماه در مهتابی شعله کشید

 

ماه ...

 

دل تنهای شب خود بود...

 

داشت در بغض طلایی رنگش می ترکید...!

 

ترنم

 

نوشته شده توسط رضا در 18:22 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386

تصوري داشتم ...

 

 

خيال ميکردم که در کنار ساحل با خدا قدم مي زنم

 

 

در ميان آسمان تصويري از زندگيم جلوه گر شد

 

 

در هر قسمت دو جاي پا بر روي شن ها ديدم

 

 

يکي متعلق به من و ديگري به خدا

 

وقتي آخرين صحنه زندگيم نمايان شد

 

 

بازگشتم و به جاي پاي روي شن ها نگريستم

 

 

ديدم که چندين زمان در طول زندگانيم يک جاي پا بيشتر نيست

 

همچنين دريافتم که اين در سخت ترين و غمناك ترين لحظات زندگيم اتفاق افتاده است

 

 

اين موضوع مرا براستي ميرنجاند پس براي رفع ابهامم از خدا سوال کردم.

 

خداوندا فرمودي که اگر به تو ايمان بياورم، هيچ گاه مرا تنها نخواهي گذاشت

 

 

اما ديدم که در سخت ترين لحظات زندگيم فقط يک جاي پا بيشتر نيست

 

 

نميدانم چرا در زماني که بيشترين نياز را به تو داشتم، تنهايم گذاشتي

 

 

خدا فرمود: فرزند عزيزم

 

 

تو را دوست دارم و هرگز تنهايت نمي گذارم

 

 

اگر در مواقع سختي و رنج فقط يک جاي پا مي بيني

 

 

در آن لحظات تو را بدوش کشيدم.

THE END

نوشته شده توسط رضا در 18:16 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
عاشق سینه چاک
 

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست.

 آواره شدن ,حکايت سختي نيست.

از پاکي اشکهاي خود فهميدم .

 لبخند هميشه راز خوشبختي نيست.

نوشته شده توسط رضا در 18:5 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
یکی داشت و یکی نداشت
نوشته شده توسط رضا در 16:31 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
 سالروز شهادت مولای متقیان حضرت علی علیه السلام بر پیروانش تسلیت باد
نوشته شده توسط رضا در 15:52 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
تنهایی

روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم

تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست

تنهایی را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام

تنهایی را دوست دارم چون عشق دروغین در آن نیست

تنهایی را دوست دارم چون خدا هم تنهاست

تنهایی را دوست دارم چون در خلوت و تنهایم در انتظار

خواهم گریست و هیچ کس اشکهایم را نمی بیند

 

اما امروز که تو را دیدم نوشتم

 

از تنهای بیزارم چون تنهای یاد آور لحظات تلخ بی تو بودنم است

از تنهای بیزارم زیرا فضای غم گفته سکوتم تو را فریاد میزند

از تنهای بیزارم چون به تو وابسته ام

از تنهای بیزارم چون با تو بودن رو تجربه کردم

از تنهای بیزارم چون خداوند هیچ انسانی رو تنها نیا فریده

از تنهای بیزارم چون خداوند تو رو برایم فرستاد تا تنها نباشم

از تنهای بیزارم زیرا هر وقت تنهای تنهایی گریه کنم دستهای

مهربانت را برای پاک کردن اشک هایم کم می آورم

از تنهای بیزارم چون شیرین ترین لحظاتم با تو جان میگیرد

از تنهای بیزارم چون کویر خشک لبام عطش باران محبت از لبانت را دارد

از تنهای بیزارم چون چون هنوز به قداست شانه هایت ایمان دارم

از تنهای بیزارم چون تمام واژه های شعرم با تو بودن را فریاد میزند

از تنهای بیزارم چون هیچگاه تنهایی را درک نکردم

همیشه و همه جا در همه حال حضورت را در قلبم حس کردم پس بگذار با تو باشم

عاشقانه در آغوش پر مهرت بمیرم

تا همیشه ماندگار باشم

تنهایم نگذار

 

نوشته شده توسط رضا در 13:52 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
تو را نمی دانم...ولی
تو را نمی دانم...ولی

اولین نگاه من به تو

                         نه از سر مهر بود

                         و نه در زیر مهتاب

اما روزگار بارها و بارها نگاه ما را در هم آمیخته

تا به تو بیندیشم

و این بار از سر اندیشه و عشق تو را نگریستم

اما هنوز نمی دانم؟

که ابتدا اندیشیدم و سپس عاشق شدم

یا در پی عشق به فکر فرو رفتم

نوشته شده توسط رضا در 13:8 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
به عشق تو.......
           

من این وبلاگ را چراغانی میکنم برای شما بهترین کسم که در خاموشی نمانید

این وبلاگ فقط و فقط برای عشقم که از تمام وجودم دوستش دارم ساخته ام

ای خوبتر از گل

                     ای پاکتر از قطره شبنم

                                                        ای دل به تو محتاج

                                                                                    من جز تو نخواهم زدو عالم

دل در تب سنگین خمار است

                                           ای دوست بهار است

                                 

 

           

دوستی یک حادثه است وجدایی یک قانون پس بیا حادثه ساز وقانون شکن باشیم همیشه بیادت میسوزم

نوشته شده توسط رضا در 12:48 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یازدهم مهر 1386
اجازه هست

 

اجازه هست عشق تورو تو کوچه ها داد بزنم ؟

 رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟ 

 اجازه هست مردم شهر قصه مارو بدونن

 اسم منو عشق تورو توی کتابا بخونن

 اجازه هست که قلبمو برات چراغ بونش کنم

  پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونیش کنم

 اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات

 روزی هزارو صد دفعه بگم که می میرم برات

 اجازه می دی که بگم حرف عاشقانه هام تویی

 دلیل زنده بودنم درد ترانه هام تویی

 اجازه  دارم به همه بگم که تو مال منی

  ستارها اینو میگه که تو اقبال منی 

 اجازه هست جار بزنم بگم چه قدر دوست دارم

 بگم می خواهم بخاطرت سر به بیابون بذارم


نوشته شده توسط رضا در 12:38 | | لینک به این مطلب
سه شنبه دهم مهر 1386
دوستت دارم

 دوستت دارم

نوشته شده توسط رضا در 13:1 | | لینک به این مطلب

ParsTheme

template id : music template name : music green

masoma300

رضا

http://masoma300.blogfa.com

عشق با تو بودن

توي آسمون عشقم
غير تو پرنده‌اي نيست
روي خاموشي لبهام
جز تو اسم ديگه‌اي نيست
توي قلب من عزيزم
هيچ كسي جايي نداره
دل عاشقم به جز تو (ز)
هيچ كسي رو دوست نداره.

به نام اوکه توراآفرید تامن تنهانباشم. Feed Template : RSS THEME Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design blog design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Free rtl Blog Templates Template Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Free Persian Blog Templates.
----ستاره---- JavaScript Codes ----------------------موزیک ----

بهترین کدها و بهترین دانلودها در معصومه300