تبليغاتX
عشق با تو بودن
شنبه بیست و یکم مهر 1386
...گیسویت...
گیرند همه روزه و من گیسویت

      بینند همه هلال  و  من ابرویت

              در  دوره این  دوازده  ماه  تمام

                     یک ماه مبارک است آنهم  رویت

                     

نوشته شده توسط رضا در 13:53 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
دعا...
 خدای اطلسی ها با  تو  باشد

         پناه بی کسی ها با  تو  باشد

                                 تمام لحظه های خوب یک عمر

                                        به جز دلواپسی ها با تو  باشد

                               

نوشته شده توسط رضا در 13:39 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
فرشته ی نجات...
تماشا  کن  شب   چهارده   ماهه          میدونم   که   میای  دلم   گواهه

              ستاره سر کشید از پشت مهتاب         میگه  جدایی  از عاشق   گناهه

                             اگر  چه   رفتی  و دلم  شکستی         فرشته ی  نجات من  تو هستی

                                          دلم   بی تاب  واسه ی   دیدن  تو         بیا و چاره کن راهی که بستی

                                                   

نوشته شده توسط رضا در 13:31 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
جملات کوتاه
اگر چه تنهايم اما تنهايي را دوست دارم چون لحظه لحظه اش خاطرات تو را تازه مي کند.

با آنچه که دوست داريم شکل و فرم ميگيريم ببين چه روي ميدهد اگر عاشق خدا شويم.

وقتي کسي را دوست داريم نيازي نيست بدانيم در بيرون از ما چه مي گذرد زيرا همه چيز در درون ما مي گذرد

بهترين چيز رسيدن به نگاهي است که از حادثه عشق تر است.

در وادي تنهايي تنها تويي با من که مجبورم تو را روي دوشم حمل کنم خواه مطبوع باشي خواه آزار دهند ميداني تو را نخواستم اما تو مرا خواسته اي زندگي

عشق، خطاي فاحش فرد در تمايز يک آدم معمولي از بقيه ي آدم هاي معمولي است.

 

نوشته شده توسط رضا در 13:24 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
عشق یک طرفه
خودم را ساخته ام تا بگويم آنچه را باخته ام ، فراموش كرده ام . زندگي ام را به پاي كسي گذاشتم كه دوستش مي داشتم ولي او هيچ وقت مرا دوست نداشت و چگونه دوستش بدارم آگاه از اين كه هرگز برايش اهميتي ندارم ، به او حق مي دهم شايد او هم مانند من يكي را دوست داشته است... حال از خود مي پرسم : او را براي هميشه دوست خواهم داشت؟ افسوس كه چنين نخواهد بود! او را فراموش كرده ام . من زماني به خود نگريستم كه ديگر سينه ام شكافته ، قلبم فسرده و روحم سپرده شده بود . بايد صبر مي كردم تا زخم سينه ام با نمك خوب شود ، با قلبم چه كار مي كردم براي گرم شدن در آفتاب گذاشتمش اما آتش گرفت ، چاره اي نداشتم نيمي از خاكستر قلب سوخته ام را به آب و نيم ديگر را به خاك سپردم و به يادم ماند كه روحم ، روحم ، روح من هيچ موقع ، هيچ وقت و هيچ زماني از او جدا نشد . يادگار او سوالي است بي انتها : آيا صبر كنم بر او كه بر من صبر نكرد
نوشته شده توسط رضا در 13:22 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
میخوام بنویسم از تو ...

 تویی که  تنهاییم پر از یاد توست

 

تویی که قلبم منزلگه عشق توست

 

تویی که احساسم از ان وجود نازنین توست.

 

تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است

 

تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد .

 

تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی

 

تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کرده ای

 

تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه ی من است .

 

تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است .

تویی که قلبت پاک است .

 

تویی که عشقت معنای بودنم است .

 

تویی که غمهایت معنای سوختنم بود

 

برای تو که همه زندگی و عمری جونمی

 

می نویسم دوستت دارم.

نوشته شده توسط رضا در 13:21 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
یه صحبت کوچولو
من اول که فکر وبلاگ به سرم زد . همش به این فکر می کردم که چی بنویسم که بقیه خوششون بیاد .

از هر کی میرسیدم میپرسیدم دوست ها ... و یکی می گقت جوک اس ام اسم بنویس بخندیم دلمون شاد بشه . یکه از دوستام هم گفت داستان کوتاه . یکی گفت شعر و ...

خودم هم که فکر کردم دیدم همش جوک و اس ام اس باشه ... آخه خیلی از سایتها اس ام اس دارند .یا همین شعر و تو همه سایت ها هست .......

 تصمیم گرفتم بیش تر سعی کنم حرف دل بنویسم کم دیدم جایی . حرف دل هر کس با کس دیگه فرق داره .. درسته ام من یه جورایی می خوام این سایت سنگ صبورم باشه .. البته سعی دارم که به حرف دوستم هم گوش بدم و جوک و اس ام اس و شعر یادم نره ...

نمیدونم خوب میشه ؟!! نظرات خیلی

نوشته شده توسط رضا در 13:19 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
در آرزوی عشق

با که گویم این غم بر لبان

با که گویم درد این عشق نهان

عشق گمنامی که شاید تا ابد

در دل غمدیده ام پنهان بود

عشق شیرین در دل فرهاد بود

عشق من در قلب او چون باد بود

سوختم در اتش جانسوز عشقشق

 آب شدم چون شمع وجودش

نوشته شده توسط رضا در 13:17 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
اگر خوندي تا تهش بخون!
 


باور كن اين نامه عاشقانه است:

علاقه و محبت شديدي كه در گذشته به تو ابراز مي كردم

دروغ بود افسانه بود و در حقيقت نفرت من نسبت به تو

روز به روز شديدتر مي شد و هرچه بيشتر تو را مي شناسم

به دورويي تو بيشتر پي مي برم و

اين احساس در قلبم جاي مي گيرد كه بالاخره بايد

از هم جدا شويم و ديگر به هيچ وجه حاضر نيستم

روزي شريك زندگي تو باشم و اگر چه عمر دوستي ما كوتاه بود ولي من

در همين مدت كوتاه توانستم به طبيعت فرومايه و هوسهاي زشت تو پي ببرم و

اين را دانستم

اين لجاجت و تندخويي تو را بدبخت خواهد كرد

اگر دوستي ما از سر بگيرد تمام عمر

را با پشيماني خواهم گريست و حالا ديگر جدا از هم

خوشبخت خواهيم بود ,و حالا لازم است كه بگويم

اين موضوع را هيچ وقت فراموش مكن و مطمئن باش

اين نامه را سرسري نمي نويسم و چقدر ناراحت كننده است كه اگر

باز بخواهم در صدد دوستي تو باشم . بنابراين از تو مي خواهم

جواب نامه مرا ندهي چون نامه هاي تو سراسر

دروغ و تظاهربه

محبت بود و تصميم گرفته ام براي هميشه

تو را فراموش كنم چون به هيچ وجه نمي توانم

خودم را راضي كنم و دوستت داشته باشم .



يك بار ديگر نامه را يك خط در ميان بخون

نوشته شده توسط رضا در 13:15 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
روزها می گذرند

روزها می گذرند و هنوز چشمانم ، نگران حضور تو هستند .

 تویی که با رفتن غریبانه ات اشکهایم را چون سیل بی قرار نمودی و

بالهای سپیدم را چون صائقه شکستی

من هنوز منتظر آمدنت مانده ام تا آن روز دوباره با تو به سوی آبی آسمان همراه شوم

نوشته شده توسط رضا در 13:13 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و یکم مهر 1386
هرچه کردم شد نشد !

جهد ها کردم فراموشت کنم                                        اما نشد

سعی کردم با نگاهی بی تفاوت از کنارت بگذرم       اما نشد

خواستم آتش عشق تو را در قلب خود خاموش کنم        اما نشد

رفتم جایی دگر عشقی دیگر پیدا کنم                                             اما نشد

 

                     دردها درمان نشد   زخم ها مرهم نشد

                       ای دریغا بار دیگر یار من یارم نشد

 

                                                                                    هر چه کردم شد نشد

                                                                                      شدها همه اما نشد

                                                                               آنچه شد به من و با من شد

                                                                   پنجره را باز کردم منتظر ماندم تا بیایی

نوشته شده توسط رضا در 13:12 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
شبی درجستوجوی تنهایی
تنهاییم راباتمام وجودلمس میکنم

وقتی تودرکنارم نیستی دنیاراتیره وتارمیبینم

وقتی که تونیستی امیدوآرزوهایم به اعماق خاک میرود

من بدون تویک قطره باران هم نیستم

من بدون توروحم درعذاب است

توعشق رویاهای من هستی

تومترادف تنهایی هستی

و

تووجودبی جان روح منی

بادیدن توروح من جان تازه ای به خودمیگیرد

ای توروحت

توتنهاامیدمن هستی

 

نوشته شده توسط رضا در 20:30 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
میگی گل رودوست

میگی گل رودوست داری

ولی میچینیش

میگی بارون رودوست داری

ولی باچترمیری زیرش

میگی پرنده رودوست داری

ولی میندازیش توفقفس

پس من چه جوری میتونم نترسم وقتی بهم میگی

دوستم داری

نوشته شده توسط رضا در 20:28 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
برسرسنگ مزارم

برسرسنگ مزارم بنویس زیراین سنگ جوانی خفتست باهزاران ای کاش ودوچندان افسوس

که به هرلحظه ی عمرش گفتست

این جوان براثرضربه ی کاری مردست

نه بنویس این جوان درعطش دیدن یاری مردست

جلوی روزوفاتم بنویس:

روزقربان شدن عاطفه درچشم نگار.روزپژمردن گل درفصل بهار.روزاعدام جنون برسردار.روزخوشبختی یار

راستی شعریادت نرود:

آی گلهای فراموشی باغ

مرگ ازباغچه کوچکمان میگذرد

 

نوشته شده توسط رضا در 20:28 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
تقدیم به تو زززززززززززز
 تقدیم به تو که ذره ذره وجودم به تپش های قلبت پیوسته ست

                مراصد بار گر از خود برانی  دوستت دارم 

              به زندان خیالت هم کشانی   دوستت دارم

               چه حاصل ازوفا کردن چه حاصل ازمهرورزیدن

                 مرا لایق بدانی یا ندانی  دوستت دارم      

نوشته شده توسط رضا در 20:23 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
عشق واقعی

نابينا به ماه گفت:دوستت دارم. ماه گفت:چه جوري تو كه نمي بيني؟
!نابينا گفت: چون نمي بينمت دوستت دارم
ماه گفت: چرا؟
!نابينا گفت:اگر مي ديدمت عاشق زيباييت ميشدم ولي حالاعاشق خودت هستم
نوشته شده توسط رضا در 20:21 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
اخه میدونی من خیلی تنهام...!
يه روز بهم گفت ميخوام باهات دوست بشم اخه ميدوني من خيلي تنهام.
بهش لبخند زدم و گفتم فكر خوبيه منم خيلي تنهام.يه روز ديگه بهم گفت ميخوام تاابد باهات بمونم اخه 
ميدوني من خيلي تنهام.منم گفتم اره ميدونم فكر خوبيه منم خيلي تنهام.يه روز ديگه بهم گفت ميخوام
برم يه جاي دور جايي كه هيچ مزاحمي نباشه بعدكه همه چيز روبراه شد تو هم بيا اخه ميدوني من اينجا
خيلي تنهام.گفتم اره ميدونم منم خيلي تنهام.يه روز تو نامه اش نوشت من اينجا يه دوست پيدا كردم
اخه ميدوني من اينجاخيلي تنهام.منم گفتم فكر خوبيه منم اينجا خيلي تنهام.يه روزديگه نامه نوشت
قراره اينجابادوستم تاابدزندگي كنم اخه ميدوني من اينجاخيلي تنهام.من براش يه لبخندكشيدم وزيرش
نوشتم اره ميدونم فكر خوبيه منم خيلي اينجا تنهام.حالا ديگه اون تنها نيست ومن از اين بابت خيلي
خوشحالم و چيزي كه بيشتر خوشحالم ميكنه اينه كه اون نميدونه من هنوز خيلي تنهام......
نوشته شده توسط رضا در 20:20 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
فرق من و تو
گفتي:عاشقمي گفتم:دوستت دارم.گفتي:اگريه روز نبينمت ميميرم گفتم:من فقط ناراحت ميشم
گفتي:من به جز تو به كسي فكر نميكنم گفتم:من به خيلي ها فكرميكنم
گفتي:تا ابدتوقلب مني گفتم:فعلا تو قلبم جا داري
گفتي:اگربا يكي ديگه بري خودمو ميكشم گفتم:من فقط دلم ميخواد طرفوخفه كنم
...............:گفتي:.............. گفتم
حالا فكر كردي فرق مااينهاست؟
!!...نه فرق مااينه كه تو دروغ گفتي و من راستشو
نوشته شده توسط رضا در 20:19 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
اگر
اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلب توست
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي من و توست
اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست
اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست
:پس با تمام وجودم فرياد ميزنم
دوستت دارم
نوشته شده توسط رضا در 20:16 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
مختصر و مفيد
هر رفتن منجربه رسيدن نميشود ولي براي رسيدن راهي به جز رفتن نيست
*******************************************
دوستي پيدا كن كه دلش اونقدر بزرگ باشه كه برايجا شدن تو دلش مجبورنباشي خودتو كوچيك كني
*******************************************
دوست واقعي كسي است كه دست تو را بگيرد ولي قلبت را لمس كند
*******************************************
هرگزوقتت را براي كسي نگذار كه حاضر نيست وقتش را براي تو بگذارد
*******************************************
به كسي عشق بورز كه لايق باشه نه تشنه چون تشنه روزي سيراب خواهد شد
*******************************************
ادما مثل كتابن تا تموم نشدن جذابن پس خودت رو پيش ديگران تند تند ورق نزن چون اگر تموم بشي ميرن سراغ يكي ديگه
*******************************************
محبت مثل سكه ميمونه اگربيندازيش تو قلك دل نميشه درش بياري اگر بخواي درش بياري بايد قلك دلتو بشكني
*******************************************
هميشه توي زندگي بخند حتي توي مشكلات شايد روزي يه كسي عاشق همين خنده هات بشه
*******************************************
كسي كه با تو خنديد باتو نميمونه ولي كسي كه باهات گريه كرد به پات ميسوزه وتااخرش باهاته
*******************************************
براي زنده بودن جسور باش مرگ را هيچوقت از دست ما نگرفته اند
*******************************************
دنيا دو روزه يه روز باتو و يه روز بر عليه تو پس روزي كه باتوست مغرور مشو و روزي كه برعليه توست صبور باش
*******************************************
بخشندگي را از درخت بياموزكه سايه از هيزم شكن برنميدارد
*******************************************
ديگران را ببخش نه به خاطراينكه انها لياقت بخشش تو را دارندبلكه به خاطر اينكه تولياقت داري ارامش داشته باشي
*******************************************
از زندگي هرانچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه انچه ارزويش را داريم
*******************************************
عشق كليد شهرقلب است به شرط انكه قفلت هرز نباشد كه با هر كليدي باز شود
*******************************************
 براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
*******************************************
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند
 *******************************************
ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است
********************************************
خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند
********************************************
قبل از اينكه اخم كني مطمين شو هيچ بهانه اي براي خنديدن نداري
********************************************
هميشه حرفي بزن كه بتوني بنويسيش چيزي رو بنويس كه بتوني پاشو امضاكني وچيزي روامضاكن كه بتوني پاش وايستي
********************************************
كاري كه باغرور اغاز ميشود باشكست پايان مي يابد
********************************************
وقتي ميتواني با سكوت حرف بزني برپايه لرزان واژه ها تكيه مكن
********************************************
براي اينكه انسان به كمال برسد صدسال كافي نيست ولي براي بدنامي او يك روز كافي است
*******************************************
نوشته شده توسط رضا در 20:11 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
عجب صبري خدا دارد
 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

همان يك لحظه اول كه ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان

جهان را با همه زيبايي و زشتي

بروي يكدگر ويرانه ميكردم

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

كه در همسايه صدها گرسنه چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم

نخستين نعره مستانه را

خاموش بر لب پيمانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

كه مي ديدم يكي عريان و لرزان و ديگري پوشيده از صد جامه رنگين

زمين و اسمان را

واژگون مستانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

براي خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد و بي سامان

هزاران ليلي نازافرين را

كوه به كوه اواره و ديوانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد

اگر من جاي او بودم

به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان

سراپاي وجود بي وفا معشوق را

پروانه ميكردم

 

عجب صبري خدا دارد

چرا من جاي او باشم

همين بهتر كه خود بر جا نشسته و تاب تماشاي تمام زشتيهاي اين مخلوق را دارد

وگرنه من جاي او بودم

يك نفس كس سازشي با جاهل و فرزانه ميكردم

نوشته شده توسط رضا در 20:4 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386
عشق یعنی

 عشق یعنی از خود بی خود شدن 

به بلور احساس تلنگر زدن 

اتش از درون زبانه کشیدن 

خزان را بهار دیدن 

در پس غروری ظاهری قلب را به پاکی اراستن 

زیبایی ها ولطافتهارابااحساس درواژه گنجاندن

عشق یعنی گوهر رادر صدف تنهایی نهان کردن

یعنی سوختن وذوب شدن در بوته عشق

عشق یعنی لرزش همه وجود دربرابر معشوق

یعنی زیبا دیدن زیبا گفتن و زیبا شنیدن

عشق یعنی در اسمان ابی غرق شدن

عشق یعنی تازگی یعنی بهار  

نوشته شده توسط رضا در 20:2 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
او...
 

ساده لوح...

 

آنکس که مرا نشاط و مستی داد

آنکس که مرا امید و شادی بود

هر جا که نشست بی تامل گفت:

او یک مردساده لوح عادی بود.

نوشته شده توسط رضا در 18:8 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
می میرم...
 

قشنگی قسمت ماست که ما بهم نمی رسیم.

 

من می رم ولی باز تو بدون همیشه

یاد تو از خاطرمن فراموش نمی شه

گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام ,عزیزم

اگه تو نباشی می میرم...

خداحافظ... 

نوشته شده توسط رضا در 18:6 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
دل خسته
 
دل خسته

ای دل خسته تو بگو چرا شکستی؟!

ای دل غمگین چی شده تنها نشستی؟!

ای پس چرا راه گریه هامو بستی؟!

ای شب تو چرا دیگه سحر نداری؟!

از حال دلم مگه خبر نداری؟!

جز غم و غصه واسه دلم چی داری؟!

من و اجز چشمای تو با یه دنیا اشک تو مشتم

واسه گریه جا زیاده صد تا خرابه پشتمه

اسمون ابریه اینجا اما بارونی نمی یاد

گریه ام برای خنده غربت چشمات و می خواد

فاصله ها حتی گریه ی شب و

دیگه فایده ای نداره نداره نداره

غربت و غصه توی تقدیر تو قصه

چرا ما باید بسوزیم بسوزیم بسوزیم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

نوشته شده توسط رضا در 18:3 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
غافل....
 
چقدر شعر نوشتیم برای باران

غافل از این دل دیوانه که بارانی بود!!!

ِغافل....

نوشته شده توسط رضا در 18:1 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
عشق
 
نباید ازکلمه «شهوت» ترسيد. زيرا اين كلمه به زبان يوناني«Egotikos» ناميده مي شود كه همان معني«عشق» را مي دهد.

در فارسي كلمه «عشق» از ماده اوستائي«Is» بمعني «دوست داشتن» است . «ق» همان پسوند «ak» پهلوي كه در فارسي دري به هاي غير مانند شده و امروزه در كلمات جامه و نامه و ... وجود دارد.

اين كلمه به عربي رفته و بصورت «عشق»در امده و از ان و مشتقات ان نيز ساخته شده است.

نوشته شده توسط رضا در 18:0 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
شرم
 

شرم 

من از نگاه خسته ي پيران دردمند

من از فروغ ديده ي طفلان بي گناه

من از نياز ريزش ديوار هاي شهر

من از خواب پرسش خاموش هر نگاه

من از سحر كه تيغ كشد بر درنگ شب

من از شفق كه رسم كند صحنه ي نبرد

من از غريو شيهه ي اسبان بي سوار

من از غبار خفته در اغوش راهها

من از پرنده

           ا بر

              شكوفه

                  درخت

                      سيل

از هر چه زندگي است

حتي من از تلاش همين ياس پيرمان

كه امسال هم بهار به فرقش شكوفه ريخت

احساس شرم مي كنم و

                 رنج مي برم.

 

نوشته شده توسط رضا در 17:59 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
تو
 شاید یه کسی شبها برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس میکنه

شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه

مطمئن باش یکی شبها به خاطر تو توی دریای اشک میخوابه

 

ولی تو اونو نمی بینی...

نوشته شده توسط رضا در 17:57 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
يه عاشق
 

يه عاشق بي قايق تو دريا

چشماشو مي بنده تو رويا

من عاشق بي قايق

تو دريا مي ميرم

چشمام و مي بندم بي رويا مي ميرم

مي رم و مي ميرم و اسوده مي شم از عشق

مي رم و مي ميرم جشن تولد مرگم و براي تو زير اب مي گيرم

يه زيبا نگاهش به موجا

يه عاشق بي ساحل تو دريا

پريا ي دريا من امشب مي ميرم

از عشق يه زيبا من امشب مي ميرم

مي رم و مي ميرم و اسوده مي شم از عشق

مي رم و مي ميرم جشن تولد مرگم و براي تو زير اب مي گيرم

يه زيبا نگاش وچه اروم به موجا مي دوزه!!

يه عاشق بي ساحل چه تنها تو دريا مي سوزه!!!

 

 يه عاشق.....بي قايق

نوشته شده توسط رضا در 17:56 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
این روزا،دلت با ما نیست،نگفتم چرا؟

توی ساحل روی شنها قایقی به گِل نشسته

یکی با چشمونِ گریون گوشه ای تنها نشسته

نگاهه پراضطرابش به افق به بی نهایت

ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت

تو چِشاش حلقه ی اشکِ توی قلبش غمِ دنیا

منتظربه راهِ یارِتابیاد امروزو فردا

باورش نمیشه عشق وهمه دنیاش زیرِآبِ

تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابِ

تنهایی براش عذابِ...!

خاطراتِ لبه دریا دیگه از یادش نمی ره

همه دنیاش زیرِآب وخودشم به غم اسیره

دستِ بی رحم زمونه عشقشُ بُرده به دریا

حالا از خودش می پُرسه میادش آیا وآیا؟؟؟؟

عاشقی که تنها باشه توی دنیا نمی مونه

دلِ عاشق روشکستن شده کاره این زمونه

خاطراتِ لبه دریا دیگه از یادش نمی ره

همه دنیاش زیرِآب واز غمِ دوریش می میره

هرگز از یادش نمی ره

از غمِ دوری می میره...!

دیگه از یادش نمی ره از غمِ دوری می میره

نوشته شده توسط رضا در 17:54 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
وقتی میای
 

     وقتي مياي صداي پات از همه جاده ها مياد

   انگار نه از يه شهر دور كه از همه دنيا  مياد

     تا وقتي كه در وا مي شه لحظه ي ديدن مي رسه

   هر چي كه جادهست رو زمين به سينه ي من مي رسه

      اي كه تويي همه كسم بي تو مي گيره نفسم

   اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم

     وقتي تو نيستي قلبم و واسه كي تكرار بكنم ؟

      گلهاي خواب الود رو واسه كي بيدار بكنم؟

      دست كبوترهاي عشق واسه كي دونه بپاشه؟

      مگه تن من مي تونه بدون تو زنده باشه؟

      اي كه تويي همه كسم بي تو مي گيره نفسم

   اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم

          عزيزترين سوغاتي غبار پيراهن تو

        عمر دوباره ي منه ديدن و بوييدن تو

    نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس مي خوام

     عمر دوباره ي مني تو رو واسه نفس مي خوام

       اي كه تويي همه كسم بي تو مي گيره نفسم

   اگه تو رو داشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم.

Image hosting by TinyPic

نوشته شده توسط رضا در 17:50 | | لینک به این مطلب
دوشنبه شانزدهم مهر 1386
تنهایی.دوری.جدایی...
 
حالا که آب از سر ثانیه ها می گذرد، چه فرقی می کند
بر نیمکت سیمانی پارک خواب حوصله ها و تبسم ببینم
یا
رهسپار شوم به دهکده متروک در آنسوی جاده ها نقره ای فام،
بقچه خیس حمام پر از خاطره های تکراریست و
تنهایی ، تنهاترین خاطره تکراریست.

Image hosting by TinyPic

نوشته شده توسط رضا در 17:45 | | لینک به این مطلب
یکشنبه پانزدهم مهر 1386
زندگي خيلي چيزها يادم داد...

زندگي به من ياد داده که وقتي يک نفر را در لبه پرتگاه مي‌بينم، به جاي کمک به اون يک لگد بهش بزنم تا با افتادن در دره براي هميشه راحتش کنم.

 يادم داد که تا وقتي که مي‌توانم از اطرافيانم بهره ببرم و آنها را براي منافع خودم بخواهم، اما همين که تاريخ مصرف هر کدام از آنها تمام شد با يه پوزخند از آنها خداحافظي کنم؛ زندگي يادم داد براي پيروزي فقط نبايد مراقب اين باشم که کلاهم را باد نبرد، بلکه بايد بجاي اينکه کلاه خودم را دودستي بچسبم سر مردم کلاه بذارم؛ و از دور به آنها بخندم.


زندگي يادم داد که اگر حق کسي را پايمال کردم اشکال ندارد، اما نبايد دعاي کميل شبهاي جمعه فراموشم شود و سينه زني و نوحه خواني براي امام حسين (ع) هم همينطور.


روزگار يادم داد که هوس را عشق بنامم و آن را به به صداقت پيشگان هديه کنم.

يادم داد که هر کس که دوستم داشت و دست در دستم گذاشت به او عنوان «پيله» بدهم و تحقيرش کنم.


زندگي خيلي چيزها را يادم داد، ولي در عوض بهترين سالهاي جوانيم را از من گرفت.

اي کاش جوانيم را به من پس مي داد و هيچ چيز يادم نمي داد.

اي کاش قلب شيشه اي مرا سنگ نمي کرد که الان هزار تا قلب شيشه اي ديگر را به تمسخر بگيرم.

اي کاش زندگي مي گذاشت که من بجاي گرگ، همان بره سفيد معصوم باقي بمانم...

                                

نوشته شده توسط رضا در 21:23 | | لینک به این مطلب

ParsTheme

template id : music template name : music green

masoma300

رضا

http://masoma300.blogfa.com

عشق با تو بودن

توي آسمون عشقم
غير تو پرنده‌اي نيست
روي خاموشي لبهام
جز تو اسم ديگه‌اي نيست
توي قلب من عزيزم
هيچ كسي جايي نداره
دل عاشقم به جز تو (ز)
هيچ كسي رو دوست نداره.

به نام اوکه توراآفرید تامن تنهانباشم. Feed Template : RSS THEME Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design blog design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Free rtl Blog Templates Template Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Free Persian Blog Templates.
----ستاره---- JavaScript Codes ----------------------موزیک ----

بهترین کدها و بهترین دانلودها در معصومه300