زندگي درست مانند دريياست گاه آرام و بدون موج و گاه طوفاني و پر تلاطم اگر خود را به دست امواج پرتلاطمش نسپاري در گرداب آن فرو نخواهي رفت .
زندگي در ايجاد محبت وايجاد شكاف در دلها استاد است .
زندگي كوتاه است اما تبسم فقط كوشش يك ثانيه اي است .
مهم نيست درييچه اي وسيع باشي يا بركه اي كوچك اگر زلال باشي آسمان در تو پيداست .
عشق مانند آتش است وقتي كه بادش نزني مي سوزد و خاكستر مي شود ولي هميشه در ميان خاكسترش جرقه اي در انتظار باد زدن كمين كرد .
اين جبر زندگي است كه هر كس به دنبال سرنوشت خود مي رود .
حتي اگر زبان عشق را از وسط به دو نيم كني تا لال شود نگاه گوياتر و رساتر از آن با فرياد هايش اهميت آن را آشكار خواهد ساخت .
چشمهاي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاك و ساده
پنجره باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو از تنگ غروب تو قلب من ميكوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه باسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاري ه جز اون چيزي نمونده
چشمهاي منتظر به پيچ جاده
دلهره هاي دل پاك و ساده
پنجره باز و غروب پاييز
نم نم بارون تو خيابون خيس
ياد تو از تنگ غروب تو قلب من ميكوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه باسه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاري ه جز اون چيزي نمونده
تو ذهن كوچه هاي آشنايي
پر شده از پاييز تن طلايي
تو نيستي و وجودم و گرفته
شاخه خشك پيچك طلايي
ياد تو از تنگ غروب تو قلب من ميكوبه
سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه
غروب هميشه باشه من نشوني از تو بوده
برام يه يادگاري ه جز اون چيزي نمونده

دل نبست به هيچ كس و دل نبريد
آدمو براي دوري از ديار
جاده رو براي غربت آفريد
از تمووم آدماي خوب و بد
از تموم قصه هاي خوب و بد
چي برام مونده به جز يه خاطره
نقش گنگي تو غبار پنجره
جاده فرياد ميزنه بيا
![]()

چند دقيقه ي ديگر وقت داري تا به من نگاه كني به من به چشمانم و به قلبي كه تنها براي تو مي تپد اين شب اين باران و اين تو چند دقيقه ي ديگر وقت داري تا به من نگاه كني پيش از آنكه كاملا تمام شوم
گلهای نرگس قلبم چشمهای خود را به راه بی نهایت دوخته اند.چشم براه دیدن تو شاید از راهی که رفتی باز ایی .شاید بیایی
و این قلب شکسته رو مونس جان باشی ...می دونم واسه همیشه رفتی و رفتنت را باز گشتی نیست اما من همچنین
منتظرتم... یک انتظار بی پایان.
در مکتب ما رسم فراموشی نیست
در مسلک ما عشق فراموشی نیست
مهر تو اگر به هستی ما افتاد
هرگز به سرش خیال خاموشی نیست.
به تو یاد دادم عاشق شدن را
و دلم می خواست که از تو یاد بگیرم عاشق بودن را
و عاقبت به من آموختی که منطق عشق را نمی شناسد
پیشترها از خدا بی خبران می گفتند
که عشق منطق را نمی شناسد ، لعنت بر آنها
دستت را از من بگیر ، سرت را از روی شانه هایم بردار
عطر نفسهایت را از من دریغ کن و بگذار با غم خویش تنها بمانم
لحظه لحظه زندگی را دوست دارم با تو باشم
دل خوشیم این بود همیشه با تو باشم
هم دل هم نفس من با تو باشم
این ارزویم بود تا هستم با تو باشم
رفتنت را خیالم بود تا من با تو باشم
تنهایم گذاشتی تا در انتظار تو باشم
بعد رفتنت چگونه در انتظار تو باشم
ای مهربان بر گرد نگذار در انتظار تو باشم
ای مهر بان بگو تا کی در انتظار تو باشم
حالا که می روی بدان من می خواستم با تو باشم
دست خودم نیست
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم
به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد
به ابر گفتم عشق چيست؟ باريد
به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد
به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد
به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد
به انسان گفتم عشق چيست؟
اشك از ديدگانش جاري شد و گفت:
ديوانگيست !!!
اما چه باید کرد که از این راه گریزی نیست

هر کس به طريقی دل ما می شنکد...
هرکس به طريقي دل ما مي شکند
بيگانه جدا دوست جدا مي شکند
بيگانه اگر مي شکند حرفي نيست
از دوست بپرسيد چرا مي شکند
بشکست دلم کسي صدايش نشنيد
آري دل
عشق از ديدگاه بزرگان
بارالها ! به آنان كه دوستشان مي داري بياموز كه
دوست داشتن از زندگي كردن به باشد و به آنانكه
دوست تر مي داريشان بياموز كه عشق برتر از
دوست داشتن.
۱) دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو، بلكه به خاطر
شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.
2) هيچ كس لياقت اشك هاي تو را ندارد و آنكس كه چنين
لياقتي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود.
3) اگر كسي تورا آنطور كه تو مي خواهي دوست ندارد
بدين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد.
4) دوست واقعي كسي است كه دست هايت را بگيرد ولي
قلب تو را لمس كند.
5) بدترين شكل دلتنگي براي كسي است كه در كنارش هستي
و مي داني كه هرگز به او نمي رسي.
6) هرگز لبخند را ترك مكن حتي وقتي كه ناراحتي ، چون هر
كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.
7) ممكن است كه در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ولي براي
يك نفر تمام دنيا هستي.
8) هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو
بگذراند ، مگذران.
9) شايد خدا خواسته كه ابتدا افراد ناشايست را بشناسي
سپس فرد شايسته را، بدين ترتيب وقتي به اين فرد برسي
شكرگزار خواهي بود.
10) به آنچه گذشت غم مخور ، به آنچه پس از آن مي آيد
لبخند بزن.
11) هميشه افرادي هستند كه تورا مي آزارند ولي باز هم
به همه اعتماد كن، فقط به كسي كه تورا آزرده ديگر اعتماد
مكن.
12) خود را به فردي بهتر تبديل كن و مطمئن شو كه خود را
مي شناسي ، پيش از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار
داشته باشي او تو را بشناسد.
13) زياده از حد خود را تحت فشار قرار مده، بهترين اتفاقات
زماني رخ مي دهد كه انتظارش را نداري.


